تبليغاتX
به وبلاگ تنهاترین عاشق گوگوش خوش آمدید
حمایت ازگوگوش و یارانش..................وبلاگ طرفداران گوگوش

با سلام خدمت دوستان عزیز ، امیدوارم که هر کجای این دنیای گوگوشی هستید ، خوب و خوش و  سلامت باشید. اول از هرچیز درگذشت جانسوز تورج نگهبان عزیز را به همه ی هنر دوستان و ملت ایران تسلیت می گویم ، مخصوصا جامعه ی هنری که این چند وقته همش لباس سیاه به تن داره

روح این بزرگوار شاد

توی آپ قبلیم یک نفر اومد وبلاگم که خیلی براش متاسفم ، چون خیلی آدم ترسو و بزدلی بود.

اول اینکه اینجور افراد برای اینکه شناخته نشن نام اصلی خودشون رو نمی گن.

خانوم 202 با شما هستم...آینه رو مقابل خودت گرفتی! هرچی به گوگوش گفتی برگشت به خودت! باید افتخار کنی یکم شبیه.گوگوش هستی ، ولی بدون هیچکس به پای گوگوش نمی رسه

در ضمن حتما خیلی گوگوش رو دوست داری که صدات شبیه گوگوشه! کمتر ازش تقلید کن.

تو که خیلی ادعای خوانندگیت میشه ، اگه جراتشو داری بیا با من رقابت کن ، ببینم کی می بره! قدرت و اوج صدای من بالاتره ، چون من ادای کسی رو در نمیارم و مثل خودم می خونم.

البته کسی نمی تونه مانند گوگوش بخونه... جاده،مرداب،کویر ، کار هر کسی نیست

این دسته از آدمها فقط ادعاشون میشه ، هیچی از موسیقی نمی فهمن... خیال کردن به همین راحتی هاست.

آقا مهران شما هم 2روز پیش کامنت گذاشتید... به کسی مربوط نمیشه فن های گوگوش چه مشکلاتی بینشون هست ... خودمون بر طرفش می کنیم ، در ضمن گوگوش حقشه پولدار باشه... زحمتشو کشیده تا به اینجا رسیده 54 سال خوندن و روی صحنه زندگی کردن کار هر کسی نیست...

 

خب دوستان باید جواب بعضی ها رو می دادم...چون اینجوری آروم نمی گیرم!

<br/><a href="http://i37.tinypic.com/tasaxc.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

این بخش از آپ امروز من نامه ای به گوگوشه.

خرداد ماه بود که 4 تا نامه برای گوگوش نوشتم و قرار شد برای رودی جون پست کنم

متاسفانه 1 ماه پیش وقتی بابام به اداره ی پست رفت که نامه ها و سی دی های منو برای رودی جون پست کنه، واشنگتن، گفته بودن باید برید ارشاد ، اگه ارشاد اسلامی تاییدش کرد ما می فرستیم.

خلاصه به خاطر اینکه چند تا سی دی در اون جعبه بود و وقتی بابام بهشون گفته بود آقا جون سی دی گوگوشه اجازه ندادن پست شه...بچه پرووها می خواستن سی دی ها رو بزارن روی کامپیوتر که بابام اجازه نداده و خواسته خیالشون رو راحت کنه گفته سی دی گوگوشه! اگه گذاشته بودن پست شه فردا رودی جون جعبه رو به دست گوگوش می داد...(فردا کنسرته)

همه چی توی ایران با بدبختیه...ایشالا تا سال آینده آخوندی باقی نمی زاریم.

 

حالا من می خوام نامه ی عاشقانه ای که برای گوگوش نوشتم برای شما آپدیت کنم.

شاید خودش هم بخونه

 <br/><a href="http://i38.tinypic.com/330cyah.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

به نام خدایی که تو را آفرید

گوگوش همه ی زندگی من

 

به نام ایران و ایرانی ، سلامی چو بوی خوش آشنایی

گوگوشِ نازم سلام. این نامه رو برات می نویسم تا بدونی چقدر عاشقتم.

نمی دونم از کجا شروع کنم ، فقط می تونم بگم اگه تو نباشی من می میرم، اصلا نمی تونم بگم چقدر دوستت دارم. هر چقدر به عشق نگاه می کنم بی انتهاست. شب ها وقتی می خوام بخوابم تو منوتنها نمی زاری . اگه یک لحظه بهت فکر نکنم می میرم گوگوشم، روم نمیشه بهت بگم که شب ها آغوشتو کم میارم، دلم می خواد باشی کنارم تا سرم رو بزارم روی سینت و صدای قشنگ قلبت رو بشنوم.آیا روزی می رسه که من فقط برای یک لحظه تو رو در آغوش بگیرم؟؟؟؟؟؟

اصلا نمی دونم کی هستی؟چطور تونستی قلب منِ مغرور رو عاشقِ خودت کنی؟ گوگوش بدون تو نمی تونم نفس بکشم، می میرم بدون تو.

شب کنسرت دبی رو هیچ وقت فراموش نمی کنم،اون موقع که اومدی روی stage دلم می خواست بغض 3 سال انتظاارم رو بترکونم،اما جلوی خودم رو گرفتم و فقط از شادی خندیدم.

همه ی اون 2 ساعت و نیمی که برنامه اجرا می کردی ، من فقط نگاهت می کردم و از ته دل قربون صدقه ات می رفتم، گاهی هم دوربین عکاسی رو در دستم می گرفتم و ازت عکس می انداختم. وای چه شبی بود، شب عشق که میگن 7 فروردین 1387 بود.

امید زندگیم چه بگویم که سخن عشق گفتنی نیست ، بلکه درک کردنی است، چه بگویم که جز دلتنگی ، دوری و جز انتظار دیدار هیچ مرام دیگری ندارم.

چه می توان گفت از غصه ی عاشق تنهایی در انتظار، که به امید روز دیدار و وصال زنده است و به عشق دیدار مجدد لحظه شماری می کند.

وفادار من،وفادار تو می مانم و تا فرا رسیدن زمان دیدار و پایان انتظار به یاد تو شاد ، و از هجر و دوریت غمگین خواهم بود و طالب همیشگی درگاه خداوند بزرگی هستم که مرا با تو آشنا ساخت و دیدار دوباره با تو را از او خواهانم.

ای محبوب من دلم می خواهد فقط دوستم بداری و با محبت و مهربانی بسوی خویش بخوانیم، آنگاه که من از یاد عشق تو سرمست می شوم و نه از تاریکی می ترسم و نه از سختی طوفان. پس حالا که من خود را سعادتمند ترینِ افراد می دانم ، تو هم مکمل این سرور و شادمانی باش.

فقط دوستم بدار و با محبت و مهربانی بسوی خویش بخوانم.چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و برای تو مُردن و به پای تو سوختن ، و چه تلخ است دور از تو بودن.

 

ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است. بدون تو و دور از دستهای مهربان تو و به دور از قلبِ حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست.

مدتی است که قلب من از عشق شیرینِ تو لبریز شده و تابحال جرات نکردم احساسات قلبی خود را شرح دهم ،ولی حالا اعتراف می کنم که بیش از این قادر نیستم سنگینیِ بارِ عشقت را روی قلبم تحمل کنم و با چشمانی اشک بار شرح می دهم، که با تمام وجودم مجنونـــــتم گـــوگــوشم. وبه امید روزی هستم که بیایی و تمام رویاهای من را به حقیقت  بپیوندی و دست مرا بگیری و به شهر آرزوها ببری.!

 

مرضیه: 10/3/1387 روز جمعه

 <br/><a href="http://i35.tinypic.com/2ynjrpw.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

دوستان عزیزم این بود نامه ی عاشقانه ی من به گوگوش .

4 ماهه اون جعبه که نامه و سی دی توشه گوشه ی اطاق من زندونی شده.نمی دونم ، شاید خواست خدا بود که هنوز موفق نشدم بفرستمش اون ور آب.

 

گوگوش عزیزممممممممم تو خدای دوم من هستی .

 

نمی گم بت منی ، چون بت یه روز می شکنه، میگم خدایِ دومم هستی

 

تا همیشه بالای سرم باشی و من پرستشت کنم.

 

عشق یعنی گوگوش

گوگوش بدون تو من می میرم

می پرستمت گوگوشم

الهی چشم همه ی دشمنات کور بشه

 

 

 

 <br/><a href="http://i34.tinypic.com/1z4jz9u.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:36  توسط مرضیه عاشق گوگوش  | 
 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes