روزی که گذشت...
واقعا روز عجیبی بود...
اول صبح که به نت اومدم رفتم ایمیل های گند کرده ی لاف سرا بخونم.
یه دفعه دیدم عکسی که من از گوگوش در دبی انداختم دوستی که ازش توقع نداشتم ،
عکس منو با اسم خودش و سایز کوچکتر به لاف سرا تقدیم کرده...اینم از آقا پدرام.
ساعت 6 بعد از ظهر بابام اومد مدرسه دنبالم چون تمرین گیتار داشتم باید می رفتم.
رفتم خونه دیدم خالمینا اومدن خونمون منم یه شوک به همه وارد کردم...
یه سلام ترسناک که همه ترسیدند.
داشتم لباسامو عوض می کردم دیدیم یه طرف صورت مامانم زخمی شده......!
گفتم چی شده ....! گفت تصادف کردم تازه هم از بیمارستان مرخص شدم.
منم یه 10 دقیقه ای بعد رفتم کافی نت دیدم شیما offگذاشته ازم ناراحته....
اونم بخاطر یک شوخیه کوچولو که هیچ منظوری نداشتم.
رفتم تمرین موقع بگشتن دوباره رفتم نت ببینم خبری از شیما نشده...................
. وای چشتون روز بد نبینه وبلاگمو باز کردم دیدم یه نفر
به جای من آپدیت کرده نوشته بودن لعنت بر
گوگوش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمی دونم چطور پسورد من گیر آورده بودن ...شاید موقع هایی که کافی نت میرم رو پسم
ok کردم و جا مونده!
لعنت بر پدر و مادر کسی که همچین پستی رو در وبلاگ من گذاشته ....
خب اینم از روز یکشنبه ای که گذشت که برام خیلی بد بود![]()
روز یکشنبه میاد مثل یک قهوه ی سرد
شکل بی شکل کشیش بر سر صلیب در.![]()
مطالب عشقولانه تقدیم به گوگوش:![]()
آنکه می گفت: زیک گل نشود فصل بهار! چه خبر داشت که چون تو، گلی می روید.![]()
فکر می کنی تو کویر چند تا شن وجود داره ؟ اگه تونستی بشماریشون می فهمی چقدر دوستت دارم .![]()
بنال ای نی که من غم دارم امشب. نه دلسوز نه همدم دارم امشب. ![]()
دلم زخم است از زلف غم یار . هم از غم دست مرهم دارم امشب.![]()
همه چیزم زیادی می کند حیف. اگر روئین تنی باشم به همت غمی همتای رستم دارم امشب.![]()
می فشارد قلب من اسم تو را ، جسم من جاری شده در جسم تو.![]()
ای نفسهایت نسیم سبزه زار ، سقف خانه پر شده از عطر بهار.![]()
گاهی از من یاد کن.![]()
6 روز دیگه تولد گوگوشه ...هوراااااااااااااااا!![]()
منو دوستم شکوفه یه سوپرایز داریم واسه دوستای گلمون در گوگوش آرت.![]()
گوگوش جونم پیشاپیش تولدت مبارک![]()
مجنوننتـــــــــــــــــــــم گوگوش![]()