تبليغاتX
به وبلاگ تنهاترین عاشق گوگوش خوش آمدید
حمایت ازگوگوش و یارانش..................وبلاگ طرفداران گوگوش
سلام دوستان خوبید؟؟؟؟امروز مطالبی در مورد

 زندگینامه گوگوش نوشتم البته خلاصش کردم

اگر بد بود به خوبیه خودتون منو ببخشید

ازتو گفتن برای من  سخت است. اما از تو می نویسم تا همگان بدانند من

 

عاشق تو هستم.

 

57سال پیش در خانواده ای دختری بدنیا آمد که نام او را فائقه گذاشتند.

 

شاید همه دوست دارند بدانند معنی این اسم چیست.فائقه یعنی از هر جهت

 

به آن فرد نگاه کنی زیباست. پدر این دختر هنرمند بود و آکروبات

 

 کار می کرد این دخترک وقتی 2سال داشت پدرش او را گوگوش نامید .

 

گوگوش نام مرد است در ارمنستان.

 

گوگوش از همان سن 2سالگی بر روی صحنه با پدرش همکاری می کرد.

 

 در همان سن بود که پدرو مادرش از یکدیگر جدا شدند.

 

و بعد از مادرش پدرش زن دیگری گرفت که

 

بعد از چند مدت اورا هم طلاق داد و با کس دیگری ازدواج مرد که نامادری گوگوش بود.

 

گوگوش یکبرادر به نام فریدون داشت که از خون یکدیگر

 

بودند. گوگوش وقتی 7ساله بود در فیلم بیم و امید ایفای نقش کرد و

 

 چه زیبا در نقش نازی غرق شده بود.

 

نمی دانم از کجای زندگی گوگوش بگویم. زندگی ای که همش غم واندوه

 

بوده... نامادریش از او کار می کشید ،اذیتش می کرد...

 

چقدر زجر زندگی را به دوش کشید تا به سن 17 سالگی رسید و با

 

 محمود قربانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج کشید. گوگوش در سن 18 سالگی

 

صاحب فرزند پسری شد که نام او را کامبیز گذاشت.

 

حدود 6سال گوگوش با محمود قربانی زندگی کرد و بنا به دلایلی از

 

 اوجداشد و با بهروز وثوقی بازیگر سرشناس سینمای ایران ازدواج کرد

 

اما این ازدواج به طول نیانجامید و گوگوش و بهروز

 

 بعد از 14ماه از یکدیگر جدا شدند. کامبیز هم که پیش پدرش بود

 

و هفته ای 1بار پیش مادرش می رفت.

 

گوگوش در سال 1356فیلم در امتداد شب را بای کرد، در این فیلم

 

سعید کنگرانی با او همبازی شد. فیلمی که همه او را دوست دارند.

 

1سال مانده لود به انقلاب . گوگوش چند ماه قبل از انقلاب برای تفریح به

 

خارج از کشور رفته بود اما از شانس بدش در ایران انقلاب شد و آخوندا درایران

 

 حکومت کردند و گوگوش هم مجبور شد 6ماه در خارج از ایران

 

بماند. اما طاقت نیاورد و به وطنش بازگشت، اما وقتی به ایران آمد اورا

 

به مدت 1ماه در خانه ای زندانی کردند که یک طرف حیات زنان و طرف

 

دیگر مردان زندانی بودند.او با مرجان هم سلولی بود و

 

 در آن سلول کوچک زندگی می کرد...

 

 یه گفته ی خود گوگوش خانم دکتری را در آغوشش شکنجه دادند.

 

نگران فرزندش، اما دیگر هیچ چیز برایش مهم نبود حتی اگر می خواستند

 

او را اعدام کنند...

 

آی مردم مگر جرم او چه بود؟آدمکشی؟دزدی؟

 

به چه دلیل او را به زندان بردند و حتی می خواستند اورا بکشند؟

 

چون آخوندها می گویند صدای زن حرام است و همه ی خوانندگان زن را

 

آن زمان زندانی کردند؟

 

کسی که به عشق مردم آواز می خواند و مردم او را دوست می داشتند.

 

در طول 21سالی که گوگوش در ایران بود نصفی از ثروت اورا ازش

 

گرفتند شاید هم همه ی ثروت و داراییش. آن خانه ای که در نیاوران داشت

 

تصاحب مال. اما یادم رفت گوگوش در سال 57 با همایون مصداقی ازدواج کرده بود .

 

سال 59بود که جنگ ایران و عراق در گرفت. گوگوش در کنار مادرش بود تا مادر

 

 از صدای موشک هایی که در تهران می افتادند نترسد.

 

در این مدت کامبیز هم کنار گوگوش بود و درکلبه ی مادر بزرگش زندگی

 

می کردند.

 

چه روزهای سختی 21 سال سکوت...سختی هایی که گوگوش در این چند سال کشید

 

شاید هیچ یک از ما تا به حال مزه اش را نچشیده باشیم.

 

گوگوش در دهه ی 70بود که با مسعود کیمیایی کرگردان سینمای ایران

 

ازدواج کرد که مسعود کمک کرد و گوگوش را به خارج از کشور برد

 

تا چندین کنسرت اجرا کند.

 

بهار سال 1379بود که گوگوش وطنش را با دلتنگی ترک کرد و به سوی

 

خاک غربت راهی شد...گوگوش می ترسید نکند در فرودگاه مهرآباد

 

هواپیمای اورا متوقف کنند و نگذارند ا خاک ایران را ترک کند.

 

اما اورفت تا بار دیگر هنرش را به همه ی جهانیان نشان دهد.

 

گوگوش در این فاصله البومی به نام زرتشت به بازار عرضه کرد.

 

وکنسرت هایی در تورنتو کانادا برگزار کرد.

 

در اولین کنسرتش که بعد از 21سال به صحنه بازگشت، دستهایش می لرزید

 

سالن مملو از جمعیت بود و همه آن شب به دیداره شاه ماهی آمده بودند

 

.واما گوگوش اشک می یخت و بعد از 21سال گفت:

 

به نام ایران وایرانی ،سلامی چو بوی خوش آشنایی

 

 .این جمله را گفت و گریه کرد.

 

مردم هم اورا تشویق می کردند ... خیلی زود ان روزها گذشت .

 

گوگوش نوهای 2ساله به نام دارا داشت که ترانه ی بمون تا بمونم را

 

 درکنسرت برای نوه اش خواند. و همه ی نوه های 2ساله.

 

سال 81 یا 82بود که نوه ی دوم گوگوش هم بدنیا آمد که در آن زمان گوگوش

 

 در لس آنجلس حضور نداشت و نوه اش را زمانیکه به لس آنجلس رفت دید و بغلش کرد .

 

 مایا دختر کوچولوی کامبیز که شباهت عجیبی به

 

مادر بزرگش دارد.

 

سال 1382 زویا زاکاریان ترانه ای را بانام کیوکیو بنگ بنگ سرود

 

آن شعر را به هر آهنگسازی می دادند توانایی نداشت که آهنگی را برروی

 

این شعر بسازند. زویا،گوگوش را با هنرمند جوانی به نام مهرداد آسمانی آشنا کرد

 

 واین هنرمند توانست ملودی زیبایی را برای این ترانه بسازد،

 

واین ترانه با صدای گوگوش زیباتر شد. ترنه ای که به بازی های بچه های

 

آن زمان و این زمان اشاره می کند...به جنگ ایران و عراق...به غربت.

 

همکاری گوگوش و مهرداد روز به روز بیش تر می شد وسال83بعد از

 

آلبوم کیوکیوبنگ بنگ گوگوش آلبومی به نام آخرین خبر روانه ی بازار کرد

 

 که این آلبوم شامل 8 ترانه بود از سروده های شهیار قنبری و زویا زاکاریان و

 

 2آهنگ از بابک امینی و 6آهنگ از مهرداد آسمانی عزیز.

 

ترانه ی آخرین خبر با صدای گوگوش و مهرداد بود و چه زیبا این ترانه اجرا شد .

 

 مهرداد هم در آلبومش از گوگوش استفاده کرد که در آن شعری به نام نسل ما خواندند.

 

 ترانه ای که به نسل سوخته ی آنها اشاره می کند.

 

نا اهلان در خارج از کشور هم دست از سر گوگوش بر نداشتند و

 

یکسال و نیم گوگوش را ممنوع الصدا کردند. سالی که نگذاشتند

 

گوگوش درلاس وگاس بخواند..

 

.اما این مهرداد بود که ترانه های گوگوش را به

 

زیبایی اجرا کرد. اما می ترسید و به گوگوش گفته بود

 

 من می ترسم ترانه های تو را اجرا کنم

 

.اما در آن شب گوگوش ،مهرداد را دلداری می داد.

 

و مهرداد توانست ترانه ای گوگوش را به خوبی اجرا کند.

 

اما گوگوش بیگناه بود برای همین نتوانستند او را شکست بدهند .

 

در سال 2005گوگوش بعد از 2 سال کنسرتی در لس آنجلس برگزار کرد.

 

در همان شب آلبوم زیبای مانیفست هم به بازار آمد.

 

ترانه ی آی مردمش بود که قلب های مردم را در سینه لرزاند ، دردهایی

 

که زنان ایرانی می کشند و شهیار این ترانه را به خوبی سرود.

 

اما جا دارد از مهرداد آسمانی و شهیار قنبری عزیز بخاطر زحماتشون در این چند سال

 

سپاسگزاری

 

کنم و من از راه دور دست این ۲عزیز رو می بوسم.دوستان اگر تا آلبوم مانیفست نوشتم

 

بخاطر این بود که بعد از این آلبوم من عاشق گوگوش شدم و خاطراتم را در ۸ صفحه نوشتم

 

که ادامه ی این مطلبه ان شاءالله هفته ی آینده براتون آپ می کنم و قراره این خاطرات درسایت

 

زیبای حرف(آنسه ی گلم)قرار بگیره.

 

 راستی اگرجایی از این زندگینامه رو اشتباه نوشتم وچنین چیزی نبوده به من بگید

 

 

 

 مرضیه

 ۲اردیبهشت ۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:51  توسط مرضیه عاشق گوگوش  | 
 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes