شدیم از یاد یکدیگر فراموش![]()
دوراهی بین ما بگشوده آغوش![]()
از آن عشقی که در ما شعله می زد![]()
به جا مانده اجاقی سرد و خاموش![]()
میان من و تو دوراهی نشسته![]()
صدایی نمانده به لب های بسته![]()
به لب های خموش این دو راهی![]()
نشسته قصه ی غمگین رفتن![]()
همیشه راه ما با هم یکی بود![]()
ولی راهت جدا شد دیگر از من![]()
اگر در چشم هم اشکی ببینیم![]()
توان رفتن از ما می گریزد![]()
برو،بگذار این دیوار کهنه![]()
به نام عشق ما بر هم بریزد![]()
میان من و تو دو راهی نشسته![]()
صدایی نمانده به لب های بسته![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شب سیاه کبود، اسم تو در قلبم و صدای فریادی که![]()
تو را می خواست اما نبودی تا احساس مرا می فهمی![]()
افسوس نمی دانی چقدر دوستت دارم ،حالا که بی تو![]()
در خاطره کلبه خاکستری دفن شده ام.![]()
سفر که دست خودم نیست جاده می بردم اگر سوار![]()
نرفتم پیاده می بردم.شکسته دل دست به کاری زنم![]()
که غصه سر آید،شکسته دل دیدی که یار با من![]()
بی دل وفا نکرد.دل برد و هیچ حاجتی از وی روا نکرد![]()
تا خسته ام نکرد زصیدم نیارمید.تا شهپرم نبست![]()
زدلم رها نکرد. چندین بهار آمد و بگذشت و یار من![]()
پیغام وصل همره پیک صبا نکرد.![]()
باید آهسته نوشت با دل خسته نوشت![]()
گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت![]()
تا بدانند همه تا بخوانند همه که اگر![]()
عشق نباشد دل نیست![]()
گوگوش اگه تو نباشی جواهر نیست.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دورم زتو ای خسته ی خوبان چه می نویسم![]()
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم،![]()
ترسم که قلم شعله کشد صفحه![]()
بسوزد. با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم![]()
به چشمان تو می نویسم ، حکایت بی انتهای عشق را،
تا بدانی محبت و عشق را در چشمان تو آموختم
وبا تو آغاز کردم. به پاکی چشمانت قسم که تا ابد
دوستت خواهم داشت ای گوگوشم.![]()